تعمید روح القدس

 

🔰«…زیرا ما معبد خدای زنده‌ایم. چنانکه می‌گوید: بین آنها سکونت خواهم گزید و در میانشان راه خواهم رفت و من خدای ایشان خواهم بود و آنان قوم من خواهند بود.» (دوم قرنتیان ۶: ۱۶)

مهمترین و اساسی‌ترین سوالی که یک ایماندار - و یا شخصی که خود را مسیحی می داند – باید از خود بپرسد، این است؛  که آیا روح مسیح در من ساکن هست یا نه؟ بر چه اساس می‌توانم یقین پیدا کنم که از اسارت مرگ گذشته و به آزادی فرزندان خدا و رستگاری رسیده‌ام؟ به همین دلیل است که پولس رسول می‌پرسد:

🔰«آیا نمی‌دانید که معبد خدایید و روح خدا در شما ساکن است؟» (اول قرنتیان ۳: ۱۶)

در زمان تحول روحانی - وقتی که شخص ایمان می‌آورد- روح عیسی مسیح به ایماندار عطا می‌شود؛ این همان تعمید در روح است. در انجیل  متی ۳: ۱۱ و لوقا ۳: ۱۶ یحیی تعمیددهنده وعده می‌دهد که مسیحای موعود با روح القدس و آتش قومش را تعمید خواهد داد. معلمین کاریزماتیک - با اشاره به این آیات و تفسیر نادرست آن- به ما می‌گویند که ما نیاز به تعمید دوباره در روح داریم تا بتوانیم با آن دست به انجام کارهای عجیب و غریبی بزنیم. ایشان مرتب دعا می‌کنند تا خداوند از آسمان آتش بر سرشان نازل کند! درحالیکه مطابق تعلیم کتاب مقدس، انسان از راه ایمان به عیسی مسیح، روح‌القدس را دریافت می‌کند. تعمید در روح اشاره دارد به زمانی که روح مسیح کارش را در زندگی ایماندار آغاز می‌کند. وقتی که توبه کرده و ایمان آوردیم، روح مسیح به ما عطا می‌شود بدون اینکه بدنمان احساس مورمور کرده و یا از حالت طبیعی خود خارج شویم. حال اگر روح مسیح در من است؛ آنگاه می‌توانم از رستگاری خود یقین پیدا کنم، آنگاه ایمان من واقعی بوده و بر اساسی محکم بنا شده است. اما خداوند توسط رسولش به ما هشدار می‌دهد که

🔰«…اگر کسی روح خدا را نداشته باشد، او از آن مسیح نیست.» (رومیان ۸: ۹)

به نظر می‌رسد که یک مسیحی واقعی بدون شک – و با توجه به ثمرات روح- می‌تواند دریابد که روح خداوند در او ساکن است. اما اگر روح مسیح در ما نباشد، پارسایی مسیح به ما تعلق نداشته و ما فرزندان خداوند محسوب نمی‌شویم؛ بدون روح‌القدس، ما همچنان فرزندان غضب باقی می‌مانیم. اما روح مسیح – که روح پسرخواندگی – نامیده شده، در دل ایماندار ساکن شده و به او اطمینان می‌بخشد که نجات یافته و به خانواده آسمانی تعلق دارد. (رومیان ۸: ۱۵- ۱۶)

 

اعمال روح‌القدس

🔸  اگر روح مسیح در ما باشد دیدگان روحانی ما را باز نموده و حقایق نجات‌بخش کلام خداوند را بر ما آشکار می‌سازد. خداوند ما چنین فرمود:

🔰« اما چون او - یعنی روح راستی- آید شما را به تمامی راستی هدایت خواهد کرد.» (یوحنا ۱۶: ۱۳)

 

🔸 روح‌القدس ما را در دعا یاری می کند و برای ما شفاعت می کند، زیرا روح مسیح، روح دعاست.

🔰« و روح نیز در ضعف ما به یاری‌مان می‌آید، زیرا نمی‌دانیم چگونه باید دعا کنیم. اما روح با ناله‌هایی بیان‌ناشدنی برای ما شفاعت می‌کند» (رومیان ۸: ۲۶)

 

🔸 روح مسیح، روح تقدیس‌ است. به همین دلیل رسول راستین خداوند به اهالی قرنتیس – با اشاره به فهرست طولانی از یک سری گناهان – چنین می‌نویسد:

🔰« بعضی از شما در گذشته چنین بودید، اما در نام مسیح خداوند و توسط روح خدای ما شسته شده، تقدیس گشته و پارساشمرده شده‌اید.» (اول قرنتیان ۶: ۱۱)

 

🔸 روح‌القدس روح محبت است. وی در دل ایمانداران محبت نسبت به خداوند و دیگر همنوعان را ایجاد می‌کند.

🔰« اما ثمره روح، محبت، شادی، آسایش، آرامش، صبر، مهربانی، نیکویی، وفاداری، فروتنی و خویشتنداری است.» (غلاطیان ۵: ۲۲)

 

🔸 روح مسیح باعث می‌شود تا ما دوستدار خدای زنده و دیگر مسیحیان بشویم.

🔰« اما در باره محبت برادرانه نیازی نیست چیزی به شما بنویسم زیرا خود از خدا آموخته‌اید که یکدیگر را محبت کنید.» (اول تسالونیکیان ۴: ۹)

 

🔸 روح‌القدس همواره حقایق مکتوب در کتاب مقدس را – که همگی درباره مسیح هستند- بر ما آشکار می‌سازد؛ یعنی روح مسیح همیشه به مسیح شهادت می‌دهد و کسی که نجات یافته می‌تواند اطمینان پیدا کند که به خانواده خداوند تعلق دارد چرا که

🔰«روح، خود با روح ما شهادت می‌دهد که ما فرزندان خداییم.» (رومیان ۸: ۱۶)

 

‼️لیکن مهمترین پرسش برای ما این است که بدانیم آیا روح مسیح در ما ساکن است!

🔰« خود را بیازمایید تا ببینید آیا در ایمان هستید یا نه. خود را مَحَک بزنید. آیا درنمی‌یابید که عیسی مسیح در شماست؟ مگر آنکه در این آزمایش مردود بشوید! و امیدوارم پی ببرید که ما مردود نشده‌ایم.» (دوم قرنتیان ۱۳: ۵- ۶

آیا خداوند حقیقتا گفته است؟

 

🔰و مار از همه حیوانات صحرا که خداوند ساخته بود هوشیارتر بود و به زن گفت: آیا خدا حقیقتاً گفته است که از همه درختان باغ نخورید؟ - پیدایش۳: ۱

این آیات ما را به طلوع آفرینش٬ نحوه فریب خوردن والدین ما، ورود گناه به عرصه هستی و پی‌آمدهای آن باز می‌گردانند. خداوند آدم و حوا را در بهترین شرایط ممکن در باغ عدن قرار داده و ایشان در مشارکت با وی و بدون گناه زندگی می‌کردند. در آن مکان نه رنج وجود داشت، نه بیماری، نه غصه و ناراحتی، نه عذاب و سختی و نه حتی پیری و مرگ؛ آن‌ها در شادی و آسایش کامل از آفرینش خداوند و حضور او در جوارشان لذت می‌بردند. تنها شرط ادامه این حیات برین و به دور از مصیبت این بود که آن‌ها مخالف اراده خدا عمل نکنند. خداوند این نکته را صریحاً به آدم گفته بود که: «اما از درخت معرفت نیک و بد زنهار نخوری، زیرا روزی که از آن خوردی هرآینده خواهی مُرد.» (پیدایش۲: ۱۷)

کلام خداوند روشن و اطاعت از آن ساده بود، خداوند به خاطر فیضش همه برکات را به آن‌ها بخشیده بود و در مقابل آن ضروری بود که به خواسته‌ٔ خداوند احترام گذاشته و از میوه آن درخت نمی‌خوردند. اما می‌بینیم که شیطان به حوا نزدیک شده و به او می‌گوید: «آیا خدا حقیقتاً گفته…» با این سخن شک به کلام خدا را در دل وی قرار می‌دهد. وی به طور تلویحی به زن می‌گوید که گفته خداوند قابل اعتماد نیست، او دروغ را به خداوند نسبت داده و می‌گوید که به آن‌ها دروغ گفته شده تا از رسیدن به شناخت نیک و بد و رسیدن به وضعیتی والاتر بازداشته شوند! این آیات به ما کمک می‌کند تا با نحوه کار شیطان و شیوه‌ای که برای گمراه ساختن فرزندان آدم از آن بهره می‌گیرد آشنا شویم؛ اوهنوز هم همان شیوه قدیمی و بسیار مؤثر خود را به کار می‌گیرد. اولاً، شیطان سعی می‌کند تا برداشت نادرست و غلطی از خداوند به آدمی بدهد؛ وی سعی می‌کند تا خدا را خدایی قدّار، جبّار، بی رحم، خشمگین و غیرمنطقی جلوه دهد که فرامینش مانعی است برای آسایش و شادی و لذت آدمی. دوماً، کلام خداوند را غیرقابل اعتماد جلوه دهد؛ خدایی که نمی‌توان به سخنانش اعتماد کرد؛ «آیا خدا حقیقتاً گفته..؟» نه خداوند چنین نگفته است. شیطان روش آزموده خود را تغییر نداده و هنوز هم از آن با موفقیت بسیار استفاده کرده و میلیونها نفر از نسل آدم را نسبت به کلام خدا در کتاب مقدس به شک و تردید می‌اندازد. به همین دلیل است که خداوند در کلامش شیطان را پدر دروغگویان خطاب می‌کند زیرا او از همان ابتدا دروغگو بوده است.

🔰....زیرا هیچ حقیقتی در او نیست. هر گاه دروغ می‌گوید، از ذات خود می‌گوید؛ چرا که دروغگو و پدر همۀ دروغهاست،(انجیل یوحنا ۸: ۴۴).

شیطان که والدین ما را فریب داد تا از درخت مرگ بخورند و باعث ورود گناه و پی آمدهای آن در آفرینش شد،از آن زمان در تلاش است تا نسل او را از دسترسی به درخت حیات باز دارد؛ دروغ و ایجاد عدم اعتماد به خداوند و کلام مکتوبش شیوه بسیار موفق او در این راه است. او دروغ را مصلحتی ساخته، آن را مجاز گردانیده و ترویج می‌دهد و ما ساده دلان آن را باور می‌کنیم!

🔰سپس عیسی به یهودیانی که به او ایمان آورده بودند، گفت: اگر در کلام من بمانید، براستی شاگرد من خواهید بود. و حقیقت را خواهید شناخت، و حقیقت شما را آزاد خواهد کرد.  (انجیل یوحنا ۸: ۳۱- ۳۲)

🔴 مکاشفه عیسی مسیح به انسان: خدا کیست؟         (قسمت دوم)

 

🔰 و او صورت خدای نادیده است، نخست زاده تمامی                     آفریدگان. -  کولسیان ۱: ۱۵

 

اطلاعات ما راجع به اینکه خدا چگونه می باشد و بیشتر از اینکه از تعلیمات عیسی مسیح و یا توسط شاگردان او به ما رسیده باشد، از مشاهده صفات خدایی که در حیات و شخصیت عیسی مسیح تجسم یافته است بدست میآید و دانسته میشود. از آغاز آفرینش انسان، خدا پیوسته اراده داشته که خود را مکاشفه کند تا انسان او را بشناسد – خدا قدرت خود را در باد و طوفان، حکمت خود را در ستارگان، زیبائی خود را در گلها و ابرها و جلال و حشمت خود را در طلوع آفتاب مکشوف ساخته است. خدا خود را در تاریخ حیات انسان ظاهر ساخته و داوری خویش را بر گناه و موافقت خود را با نیکوکاری نشان داده است.  خدا خود را در پیام رسولان حقیقی خود که عدالت او و مهربانی و محبت او را اعلام داشته اند، ظاهر ساخته ولی انسان برای شناختن خدا احتیاج به آیات و نشانه های بیشتری داشت تا صفات خدا را مشاهده کند که در حیات انسانی تجسم یافته. از آنجائیکه خدا نیروهای خود را از قبیل نیروی تفکر، نیروی احساس، نیروی اراده و عمل که به انسان، ولی در دایره محدودی اعطا فرموده و از آنجائیکه خدا  و انسان دارای یک سلسله صفات اخلاقی مشترک هستند، تنها یک حیات انسانی ممکن بود خدا را بطور کامل به انسان بنمایاند.

فرض کنید میخواهید بدانید که محبت چیست . ممکن است به کتاب لغت مراجعه کرده و توضیحاتی راجع به مفهوم محبت در آنجا بخوانید و یا می توانید به تصویر مادری بنگرید که کودک خود را در آغوش گرفته و این منظره تا حدی مفهوم محبت را در نظر شما روشن می سازد. ولی بهترین راه برای دانستن مفهوم واقعی و اصلی محبت آنست که این احساس در زندگی تجسم یابد و یا شخص ببیند که پدر یا مادری، همه چیزشان را ، حتی حیات و زندگی خود را در راه فرزندان خود فدا میکنند.

وقتی شخص مشاهده میکند محبت بدینگونه عینی تجسم می یابد، آنوقت درک می کند که محبت چیست. بهمین طریق وقتی موقع مناسب فرا رسید که خدا صفات خود را بطور کامل مکشوف سازد، این صفات را در حیات انسانی مجسم کرد و این نمونه و پیکر مجسم، عیسی مسیح بود. تا آنجا که ممکن بود انسان محدود خدای نامحدود را شامل گردید، « یعنی خدا در مسیح بود و جهان را با خود مصالحه میداد و خطایای ایشان را بدیشان محسوب نداشت و کلام مصالحه را به ما سپرد. -   رساله دوم قرنتیان ۵: ۱۹ ».  از اینرو ما در عیسی مسیح تجسم کامل و مظهر کامل خدا را مشاهده میکنیم.

در اینصورت آیا شما میدانید خدا چگونه است؟ مسیح را در بیابان بنگرید که در طول چهل شبانه روز از طرف شیطان وسوسه شد. شیطان تمام سلطنت های جهان را به او عرضه داشت مشروط بر اینکه تسلیم او باشد، ( انجیل متی ۴: ۱- ۱۱). ملاحظه نمائید که عیسی مسیح تمام این پیشنهادات را رد کرد و برهر گونه وسوسه ای که در کار او شد غلبه یافت. آنوقت بود که جنگ جاودانی خدا بر علیه گناه مشاهده گردید و از فتح و غلبه نهائی او اطمینان حاصل شد. به عیسی بنگرید در موقعی که یگانه فرزند زن بیوه را برای دفن کردن میبردند، تابوت را لمس می کند و به پسر می گوید که برخیزد و حیات یابد و سپس او را به دست مادرش می سپارد، ( انجیل لوقا ۷: ۱۱- ۱۷).  بدین طریق متوجه میشوید که قلب خدا از آلام و درد انسان متاثر میگردد و مشتاق است که انسان را از غم و اندوه برهاند.

به عیسی بنگرید هنگامیکه به خانه زکی باجگیر که مردی منفور و مطرود جامعه بود روان است و بهیچوجه به شکایتهای استهزاء کنندگان و جمعیت اهمیت نمی دهد برای اینکه شاید بتواند یکنفر گناهکار را به حیات تازه رهبری نماید،  ( انجیل لوقا ۱۹: ۱- ۱۰).  دریابید که خدا همیشه گناهکاران را جستجو میکند و آنها را نزد خود میخواند تا به توبه و حیات تازه  رهبری فرماید. به عیسی بنگرید هنگامی که در بالای تپه ای مشرف به اورشلیم ایستاده و از آنجا به شهری که وی را از خود رانده، چشم میدوزد و به حال آن اشک میریزد . -  « پس چون به اورشلیم نزدیک شد و شهر را دید، بر آن گریست. – انجیل لوقا ۱۹: ۴۱ » صدای او را بشنوید هنگامیکه برای این شهر ماتم گرفته میگوید:  - « چند بار خواستم همچون مرغی که جوجه‌هایش را زیر بالهای خویش جمع می‌کند، فرزندان تو را گِرد آورم، امّا نخواستی! – انجیل متی ۲۳: ۳۷»  از اینرو میدانید که خدا چگونه نسبت به کسانی که توبه نمی کنند، ترحم دارد و چگونه متاثر و غمگین است که انسان خدا را رد میکند و از او دور میشود و تاریکی را بر نور ترجیح میدهد.

به عیسی بنگرید،  هنگامیکه   «  او را به دیوانخانه برده و تمامی فوج را گرد وی فراهم آوردند و او را عریان ساخته لباس قرمز بدو پوشانیدند و تاجی از خار بافته بر سرش گذاشتند و نی بدست راست او دادند و پیش او زانو زده مسخره کنان میگفتند " سلام ای پادشاه یهود! "  و آب دهان بر وی افکنده و نی را گرفته بر سرش میزدند! – انجیل متی ۲۷: ۲۷- ۳۰».  ولی او بهیچوجه سرزنش نمی کرد و تهدید نمی نمود! در این حادثه صبر و حوصله خدا را ملاحظه خواهید کرد که با رنج و تاثر، گمراهی های مردم شریر را تحمل میکند!  به عیسی بنگرید هنگامی که او را مصلوب می کنند و بر دستها و پاهایش میخ میکوبند ولی او بجای اینکه در اثر درد و رنج بنالد و گریه کند، فکرش فقط متوجه آنهائی است که او را مصلوب میسازند و برای آنها چنین دعا میکند:  « ای پدر ، اینها را بیامرز زیرا نمیدانند چه میکنند. – انجیل لوقا ۲۳: ۳۴».  در آنجا محبت شدید و بی پایان خدا را ملاحظه خواهید کرد که مشتاق است انسان بوسیله توبه بسوی او بازگردد. هرقدر بار گناه انسان سنگین باشد ولی رحمت و بخشش خدا بی پایان است. عیسی را در بالای صلیب بنگرید که جسم و روح مبارکش متحمل درد و رنج میشود! پیشوایان قوم او را مسخره میکردند و از خود دور میساختند ولی عیسی مسیح با شکیبائی، خون  خویش را در راه مردم گناهکار نثار میکند و با قلبی شکسته میمیرد!  ( انجیل متی ۲۷: ۳۵- ۵۰ ). اکنون متوجه خواهیم شد از روز ازل که انسان مرتکب گناه شده تا کنون چه گذشته و هر بار که شما و من گناه میکنیم بر او چه میگذرد و قلب او چگونه شکسته شده و با درد و غم آکنده میگردد و چطور از گناه که حیات بشری را تباه میسازد، متنفر است. با وجود این، محبت و فیض بی پایان خدا شامل حال مردم گناهکار است.

🔰امّا خدا محبت خود را به ما این‌گونه ثابت کرد که وقتی ما هنوز گناهکار بودیم، مسیح در راه ما مرد. – رومیان ۵: ۸

نزول روح القدس

 

امروز مصادف است با عید پنطیکاست، روزی که خدا برای نخستین بار، عطای روح القدس را به شاگردان بخشید.  با مطالعه تاریخ کلیسا و مشاهده کلیسای امروز متوجه می شویم  که متاسفانه در مورد کار روح القدس تاکید لازم به عمل نمی آید. در رابطه با سه شخصیت تثلیت ما همیشه خدای پدر را دوست داریم زیرا تصویر یک پدر دلسوز را دارد. ما عیسی مسیح را دوست داریم و کار او همیشه از موضوعات مورد بحث کلیسا بوده است و مسیحیان در مورد کاری که عیسی مسیح انجام داد با هیچ نکته مبهم و تاریکی روبرو نیستند و می دانند  که عیسی مسیح با مرگ خود گناهان ما را کفاره کرد و ما را نجات بخشید، ولی متاسفانه به موضوع شخصیت و کار روح القدس توجه کافی نشده است و در بین تعالیم مسیحی به تعلیم مربوط به شخصیت و کار روح القدس تا این اندازه کم توجهی می شود. ظاهرا عده خیلی کمی به این تعلیم علاقه نشان می دهند.

 

⭕️روح القدس کیست و دقیقا چه کاری انجام می دهد؟

🔸  کتاب مقدس، خیلی ساده و واضح، میگوید روح القدس خداست، اگرچه در جاهای بسیاری از کلام خدا هم در عهد قدیم و هم در عهد جدید به او بعنوان  "نفس خدا" و یا "باد" اشاره شده است. این عبارات و عناوین از رازگونه  بودن ماهیت او سخن می گویند، زیرا ما اگرچه مانند  "باد" نمی توانیم او را مستقیما  ببینیم، اما تاثیرات حضور و اعمال او را می توانیم ببینیم و درک کنیم.  همچنین کتاب مقدس به ما میگوید که روح القدس دارای شخصیت است، وجودی که دارای اندیشه ، اراده و احساس است.

 

🔸 حضور روح القدس در ما، ما را قادر به درک و تفسیر کلام خدا می کند. عیسی به شاگردان خود گفت که روح القدس آن مشاور و تسلی دهنده ای را که خدا می خواهد در مورد پرستش، ایمان و زندگی مسیحی به ما بدهد، برای ما فراهم خواهد کرد. او راهنمای نهایی است، که درپیش روی ما حرکت کرده، مسیر را نشان می دهد، موانع را از میان بر می دارد، قدرت درک ما را باز می کند، و همه چیز را ساده و روشن می سازد. او در تمامی امور معنوی راهنمای ما می باشد. بدون چنین راهنمایی، ما مستعد به خطا رفتن خواهیم بود. روح القدس ما را در مورد الوهیت عیسی وجسم یافتن او ، اینکه او مسیح موعود است، درد و رنج و مرگ او، رستاخیز و صعود او، ارتقاء او در دست راست خدا، و نقش او به عنوان داور همه، متقاعد می سازد. او ما را در دعا کمک می کند. اگرچه او روح است، می تواند احساس کند، فکر کند، ارتباط برقرار کند و کمک کند. او به تمام معنا شخصی است که می توانیم با او رابطه داشته باشیم. روح‌القدس همچنین به ما کمک می‌کند تا مطابق اراده خدا دعا کنیم.

🔸 علت اینکه در خدا سه شخص وجود دارد ولی باز خدا واحد است عبارتست از اینکه پسر اراده پدر را اجرا می کند و روح القدس اراده پدر و پسر را به انجام می رساند؛ روح القدس کارهای پدر و پسر را انجام و تکمیل می کند. هر سه شخصیت تثلیت یک هدف و اراده ای واحد را به انجام می رسانند. باهم کار می کنند تا نقشه و برنامه  ابدی خدا را به انجام برسانند.  در خلقت پدر منشاء آفرینش است، عیسی مسیح کلامی است که همه چیز بواسطه او بوجود آمده است و روح القدس مجری و پردازنده آفرینش است.

🔰در آغاز، خدا آسمانها و زمین را آفرید. زمین بی‌شکل و خالی بود، و تاریکی بر روی ژرفا؛ و روح خدا سطح آبها را فرو گرفت. خدا گفت: «روشنایی باشد،» و روشنایی شد. – کتاب پیدایش۱: ۱- ۳

 

🔸 در نجات انسان، خدا جهان را محبت کرد و پسرش عیسی مسیح را فرستاد تا بر صلیب با مرگ خود خونبها و جریمه گناه انسان را پرداخت کند، روح القدس گناه انسان را شهادت می دهد و متقاعد می کند که انسان گناهکار است و سپس انسان با پذیرش گناهان خود و توبه و ایمان به عیسی مسیح، توسط روح القدس تولد دوباره می یابد. بنابراین روح القدس از نزدیک به زندگی ما مربوط می شود و حتی در ما زندگی می کند.

🔰ما را نه به سبب کارهای نیکویی که کرده بودیم، بلکه از رحمت خویش نجات بخشید، به غسل تولد تازه و نو شدنی که از روح‌القدس است؛ که او را به‌فراوانی بر ما فرو ریخت، به واسطۀ منجی ما عیسی مسیح. – تیتوس ۳: ۵- ۶

 

از کلام خدا درمی یابیم که او قصد دارد زمین و آسمان را نو سازد. خدا تنها مسیحیان را احیا نخواهد کرد بلکه کل آفرینش را از سرنو و دوباره احیا خواهد کرد.

🔰زیرا خلقت با اشتیاق تمام در انتظار ظهور پسران خداست. زیرا خلقت تسلیم بطالت شد، نه به خواست خود، بلکه به ارادۀ او که آن را تسلیم کرد، با این امید که خودِ خلقت نیز از بندگی فساد رهایی خواهد یافت و در آزادی پرجلال فرزندان خدا سهیم خواهد شد.- رومیان ۸: ۱۹- ۲۱

 

🔸 زمان این احیا و نو شدن در عهد عتیق پیشگویی شده است و این زمان مصادف است با آمدن و نازل شدن روح القدس و سپس بازگشت عیسی مسیح، آمدن و برقراری ملکوت (پادشاهی) خدا بر زمین.

🔰آب پاک بر شما خواهم پاشید و طاهر خواهید شد. من شما را از همۀ ناپاکیها و از همۀ بتهایتان طاهر خواهم ساخت. و دلی تازه به شما خواهم بخشید و روحی تازه در اندرونتان خواهم نهاد و دل سنگی را از پیکر شما به در آورده، دلی گوشتین به شما خواهم داد. روحِ خود را در اندرونتان خواهم نهاد و شما را به فرایض خود سالک خواهم گردانید، و شما قوانین مرا نگاه خواهید داشت و آنها را به جا خواهید آورد. – حزقیال ۳۶: ۲۵- ۲۷

 

🔸 در هر جایی که روح خدا نازل میگردد، در آنجا حیات، شکوفایی، پاکی، احیاء و تولد تازه رخ می دهد. روح القدس هدف و نقشه پدر که پسر برای آن جان خود را فدیه داده است را کامل می کند. ما تکمیل نهایی این روند را در زمان آخر و روز خداوند انتظار داریم و این همان چیزی است که خدا در نقشه خود در پیش رو دارد.

 

نزول روح القدس در روز پنطیکاست.

واقعه پنطیکاست بی نظیر است. ما امروز دیگر نشانه های پنطیکاست (باد و آتش) را نمی بینیم. با این حال روح القدس بر همه کسانی که ایمان می آورند، ریخته می شود، (تیتوس۳: ۵- ۶). ایمانداران به عیسی مسیح خلقتی تازه هستند و همه ایمانداران روح را بعنوان بیعانه جلال در آینده دریافت کرده اند. پس ما یک خلقت تازه هستیم و در لحظه ای که بازگشت کردیم، روح بر ما قرار گرفته است.

زمانی که آسمانی نو و زمینی جدید جایگزین خلقت فعلی گردد، تمامی خلقت حالتی مانند قیام از مردگان را تجربه خواهند نمود. ودر آن روز جهان خلقت از فساد و مرگ خلاصی خواهد یافت. این همان حیات جاودانی است در ملکوت خدا. علی رغم این واقعیت که ما بیعانه روح را یافته‌ایم، هنوز میراث کامل روح را دریافت ننموده‌ایم. آن وراثتی که در انتظار ماست، همان خلاصی از فسادی است که ما در انتظارش بسر می‌بریم. هم اکنون ایمانداران به عیسی مسیح، فرزند خواندۀ خدا هستند  ولی هنوز کاملا آمادۀ در برگرفتن تمامی امتیازات فرزندخواندگی نیستند. در روز آخر، زمانی که مسیح بازمیگردد،  آنگاه " نجات کامل به تحقق خواهد پیوست و از کلیۀ امتیازات فرزندخواندگی برخوردار خواهیم گردید. در آن زمان، برکت نجات کامل و آزادی را دریافت خواهیم نمود. به این دلیل است که ما به همراه کل خلقت در انتظار آن روز عظیم بسر می‌بریم.

معنا و اهمیت صعود عیسی مسیح

🔰چون در رؤیاهای شب می‌نگریستم، دیدم که به ناگاه کسی مانند پسر انسان با ابرهای آسمان می‌آمد. او نزد قدیم‌الایام رسید، و او را به حضور وی آوردند. حکومت و جلال و پادشاهی به او داده شد، تا تمامی قومها و ملتها و زبانها او را خدمت کنند. حکومت او حکومتی است جاودانه و بی‌زوال، و پادشاهی او زایل نخواهد شد. – کتاب دانیال ۷: ۱۳- ۱۴

 

چهل روز پس از قیام، عیسی و شاگردانش به کوه زیتون در نزدیکی اورشلیم رفتند. آنجا عیسی به پیروان خود وعده داد که آنها روح‌ القدس را دریافت خواهند کرد و به آنها فرمان داد تا در اورشلیم بمانند تا روح‌القدس بیاید. سپس عیسی آنها را برکت داد، و زمانی که آنها را برکت می‌داد، به آسمان صعود نمود.

 

🔰عیسای خداوند پس از آنکه این سخنان را بدیشان فرمود، به آسمان بالا برده شد و به دست راست خدا بنشست. – انجیل مرقس ۱۶: ۱۹

 

از آیات کتاب مقدس به‌وضوح مشاهده می‌شود که صعود عیسی به معنای واقعی کلمه، بازگشت جسمانی به آسمان بود. او به ‌تدریج و آشکارا از زمین فاصله گرفت و این را بسیاری با چشمان خود مشاهده کردند. در حالیکه شاگردان خیره مانده و در تلاش بودند که تا آخرین لحظه عیسی را ببینند، ابری او را از دیدگانشان در ربود و دو فرشته ظاهر شدند و بازگشت عیسی را وعده دادند و گفتند: 🔰«همین عیسی که از میان شما به آسمان برده شد، باز خواهد آمد، به همین‌گونه که دیدید به آسمان رفت. – اعمال رسولان  ۱: ۱۱ ».   

 

این واقعیت که عیسی مسیح ماهیت انسانی ما را به خود گرفت و مانند ما انسان شد، از اهمیت فوق العاده ای برای همه ما برخوردار است، که به او بعنوان خداوند و خدا اعتقاد داریم. همچنین ما نیز با ایمان و تعمید، مسیح را پوشیده ایم و با او متحد گشته ایم. از آنجایی که ما ایمانداران با بدنِ انسانیِ عیسی مسیح که او با آن صعود کرده است، متحد هستیم، ما نیز یک روز به آسمان صعود خواهیم کرد تا با او باشیم. عیسی مسیح خود به شاگردانش چنین فرمود:

 

🔰دل شما مضطرب نباشد. به خدا ایمان داشته باشید؛ به من نیز ایمان داشته باشید. در خانۀ پدر من منزل بسیار است، وگرنه به شما می‌گفتم. می‌روم تا مکانی برای شما آماده کنم. و آنگاه که رفتم و مکانی برای شما آماده کردم، باز می‌آیم و شما را نزد خود می‌برم، تا آنجا که من هستم شما نیز باشید. – انجیل یوحنا ۱۴: ۱- ۳

 

می دانیم که "آسمانها" بیان نمادینی در کتاب مقدس است برای "قلمرو خدا" که غیر مخلوق، غیرمادی و الهی است. گفتن اینکه عیسی "به دست راست خدا، بالا برده شده است" همانطور که پطرس رسول می گوید (اعمال ۲: ۳۳) دقیقاً به این معنا است که: انسان به همبستگی با خدا بازگشته است.   انسان با این پتانسیل خلق شده بود که "شریک طبیعت الهی" باشد. این مشارکت در الوهیت است  که با مرگ، قیام و صعود عیسی مسیح برای بشریت تحقق یافته است. بیان نمادین "نشستن به دست راست خدا"  به همین معنا است. صعود عیسی مسیح، واقعه ای بود که او را از خدمت زمینی اش به خدمت آسمانی اش منتقل کرد. اما این بدان معنا نیست که در جائی از جهانِ خلقت، عیسی مسیح جسماً بر تختی مادی نشسته باشد.

نامه به عبرانیان از صعود مسیح در لفظ معبد اورشلیم سخن می گوید، درست همانطور كه كاهنان اسرائیل وارد "قدس الاقداس" می شدند تا از جانب خودشان و قوم به خدا قربانی ارائه دهند. بنابراین عیسی مسیح که كاهن اعظم و كامل و ابدی است، نیز خود را بر صلیب به عنوان یك قربانی کامل و ابدی به خدا تقدیم کرد، نه برای خود، بلکه برای همه انسانهای گناهکار. به عنوان یک انسان، عیسی مسیح  یک بار و برای همیشه  به قدس الاقداس کامل و ابدی وارد می شود، این یعنی همان "حضور خدا در آسمان ها". صعود عیسی مسیح عمل نهایی ماموریت نجات زمینی او بود. پسر خدا "از آسمان به پایین" آمد تا كاری را انجام دهد كه پدر به او محول کرده بود.  او با انجام همه کارها، به نزد پدر بازمی گردد تا انسانیت مجروح و تحلیل رفته را  تا به ابدیت حمل کند، (انجیل یوحنا ۱۷).

عیسی مسیح فقط از آسمان فرود نیامد تا برخی تعالیم را به ما بدهد و سپس ما را ترک کند! او آمد تا با ما در ارتباط باشد و ما را آماده سازد تا در آسمان با او باشیم. او با صعود خود، صعود ما را نیز تضمین کرد. به همین دلیل است که این روز را با شادی فراوان، گرامی میداریم، زیرا با عیسی مسیح، انسانیت ما بالا رفته است که با رستاخیز و صعود او برای ما مهیا گشته است. هیچ چیز نمی تواند زندگی نجات یافته و مبارک در خداوند را از ما برباید، نه جفاها، نه حملات شریر و یا حتی  خطاها و اشتباهات خود ما. برای اشخاصی که اعتمادشان به خداوند است، ترس در قلب جایی ندارد. آنجا که ایمان و امید وجود دارد، ناامیدی نمی تواند جایی داشته باشد.

اصول اساسی نجات (قسمت دوم)

 

2️⃣. ایمان یا تسلیم زندگی به خدا

 

🔰به ایمان بود که ابراهیم هنگامی که آزموده شد، اسحاق را به عنوان قربانی تقدیم کرد؛ و او که وعده‌ها را پذیرفته بود حاضر شد پسر یگانۀ خود را قربانی کند، - رساله عبرانیان ۱۱: ۱۷

 

اینک به دومین اساس و بنای نجات میرسیم. این دومین قدم است در راه حصول حیات جدید. این اصل اساسی عبارت است از ایمان. وقتی زندانبان از پولس پرسید « چه کنم تا نجات یابم؟ »  جواب به وی این بود:

🔰پاسخ دادند: به خداوند عیسی مسیح ایمان آور که تو و اهل خانه‌ات نجات خواهید یافت – اعمال رسولان ۱۶: ۳۰- ۳۱

 

ایمان بعد از توبه میآید. توبه به گذشته زندگی با تمام بدیها و گناهان آن می نگرد ولی ایمان به سوی جلو و به یک زندگی جدید چشم میدوزد. توبه عبارت است از روگرداندن و دور شدن از گناه و ایمان یعنی بازگشتن به سوی خدا.

بعضی راجع به ایمان تصورات کاملا غلطی دارند. آنها چنین می پندارند که ایمان یعنی داشتن اعتقاداتی ویژه، مثلا به  پیامبری خاص  که از جانب خدا آمده و بعضی چیزها را تعلیم داده است.  این درست است که شخص باید اعتقاداتی داشته باشد تا بنیان ایمانش استوار شود ولی این اعتقادات ایمان نیستند. ایمان یعنی شخص خود را در اختیار کسی یا روش اخلاقی و روحانی خاصی بگذارد.  ایمان مستلزم آنست که من بر طبق اعتقادات خود عمل کنم، فرض کنید که من بیمار هستم و عقیده دارم که فلان پزشک از بهترین پزشکان شهر میباشد که میتواند مرا معالجه کند. این عقیده به خودی خود چیز خوبی است ولی مرا از بیماری شفا نخواهد داد. اما باید طبق این عقیده عمل کنم یعنی نزد پزشک بروم، خود را تحت معالجه قرار دهم و حاضر باشم بر طبق دستوری که به من میدهد عمل کنم تا شفا یابم. به همین طریق، ایمان چیزی است وسیعتر از عقیده فکری. ایمان تنها به این معنی نیست که معتقد باشم خدا حاضر است و حیات جدیدی به من عطا می فرماید بلکه مستلزم آنست که حیات تازه را با تمام مسئولیتها و وظائف مربوط به آن را قبول  کنم. ایمان عبارت است از تسلیم کردن خود به خدا، تا وی هر تحولی را اراده فرماید در آن بوجود آورد و هر خدمتی که خدا عطا فرماید انجام دهم.

در مثل پسر گمشده، (انجیل لوقا فصل ۱۵)، هنگامی که پسر بخود آمد، نه تنها از آن سرزمین دوردست خارج شد بلکه به سوی پدرش بازگشت و نه تنها به خود گفت برخاسته میروم بلکه گفت برخاسته به سوی پدرم میروم. وی خود را کاملا در اختیار پدر گذاشت و حاضر شد آنچه را پدر بخواهد انجام دهد. اگر پدر میخواست او را مثل خدمتکاری به مزدوری بگیرد، وی حاضر بود که امر پدر را اطاعت کند، فرضا چنین کاری برای او مستلزم نهایت درجه سرافکندگی هم باشد ولی حاضر بود در مزارع کار کند، در آشپزخانه کارکند، در کوهها به شبانی گوسفندان بپردازد و خلاصه به هر کاری که پدرش به او رجوع کند، تن در دهد. این بود مفهوم بازگشت به خانه پدر. کسی که بخواهد به سوی خدا باز گردد باید همینطور باشد.

مقصود این است که شخص اراده خود را کنار نهد و حاضر باشد تا اراده خدا را بپذیرد. منظور این است که شخص تمام عاداتی را که در پیشگاه خدا خوش آیند نیست ترک کند و هر خدمتی را که خدا به او رجوع کند، انجام دهد.

در طی جنگهای اخیر عبارتی که خیلی بکار برده شده، عبارت:  « تسلیم بدون قید و شرط » میباشد. وقتی کشوری مشاهده میکرد که جنگ و ستیز بیشتر بی فایده است تقاضای شرایط متارکه را میکرد و جواب میگرفت : « تسلیم بدون قید و شرط » مادام که این کشورها حاضر نبودند بدون  هیچگونه درخواستی بطور کامل تسلیم شوند، تسلیم آنها مورد قبول واقع نمی شد. بنابراین ، جوهر ایمان حقیقی چنین تعبیر می شود :  « تسلیم بدون قید و شرط قلب و زندگی به خدا ».   بین ما و خدا هم همینطور است. اول باید تمام وجود خود را تسلیم کنیم، آنوقت او حیات جدیدی را که همانا نجات است به ما عطا خواهد کرد. بدون این تسلیم که جوهر ایمان است، ممکن نیست بتوانیم حیات تازه بدست آوریم.

🔰با مسیح بر صلیب شده‌ام، و دیگر من نیستم که زندگی می‌کنم، بلکه مسیح است که در من زندگی می‌کند؛ و این زندگی که اکنون در جسم می‌کنم، با ایمان به پسر خداست که مرا محبت کرد و جان خود را به‌خاطر من داد. رساله به غلاطیان ۲: ۲۰

قدرت قیام مسیح در من

 

🔰با مسیح بر صلیب شده‌ام، و دیگر من نیستم که زندگی می‌کنم، بلکه مسیح است که در من زندگی می‌کند؛ و این زندگی که اکنون در جسم می‌کنم، با ایمان به پسر خداست که مرا محبت کرد و جان خود را به‌خاطر من داد. – غلاطیان ۲: ۲۰

 

یکشنبه بود. مهمترین رویداد تاریخ بشر در آن صبح اتفاق افتاده بود. عیسی مسیح از مردگان برخاسته بود! او همه چیز را برای نجات ما انجام داد. او آشتی کامل را بین خدا و انسان ایجاد کرد. او سند محکومیت ما را از سر راه برداشته و به صلیب میخکوب کرده بود. او نیروهای تاریکی را شکست داده ، خلع سلاح کرده بود. او بر مرگ غلبه کرده بود

هر دلیلی برای شاد بودن وجود داشت. هر دلیلی برای جشن گرفتن وجود داشت. هر دلیلی برای جسور بودن وجود داشت. هر دلیلی برای اعلام این خبر خوب وجود داشت. اما شاگردان این کار را نکردند. عیسی برخاسته بود، اما آنها به آن عمل نکردند. بی ایمانان بر اساس واقعیت قیامت زندگی نمی کنند. اما متأسفانه بسیاری از ایمانداران هم با این واقعیت که عیسی قیام کرده است، زندگی نمی کنند. زیرا اگر او واقعاً برخاسته است، او خداوند است!

♦️رشد ایمان چیزی کمتر از این نیست که باور کنم    عیسی در تمام جنبه ها و لحظه های زندگی من زنده است.

🔸اگر او واقعاً برخاسته و خداوند است، دیگر لازم نیست که بترسیم. نه از مردم، نه از رنج و نه از مرگ.

🔸اگر او واقعاً برخاسته و خداوند است، پس ما دیگر مقید به ارتکاب گناه نیستیم. ما آزادیم که در پیروزی زندگی کنیم. قدرت قیام او در رگ‌های روحانی ما جریان دارد و ما می‌توانیم گناهان پنهانی خود  را آشکارا اعتراف کرده و ترک کنیم.

🔸اگر او واقعاً قیام کرده و خداوند است، دیگر نمی توانیم بی تفاوت باشیم، زیرا دو پادشاهی، دو ارباب، دو راه وجود دارد، پس اگر او برای ما مرد، ما فقط می توانیم در توکل کامل به او زندگی کنیم.

🔸اگر او واقعاً قیام کرده و خداوند است، دیگر نمی‌توانیم دهانمان را ببندیم! ما باید این را از پشت بام ها فریاد بزنیم

🔸اگر او واقعاً قیام کرده و خداوند است، پس ما دیگر به بیماریها و آزمون ها  متفاوت نگاه می کنیم. آنها شرایطی نیستند که ما را مایوس و ناامید کنند، بلکه ما را پر از امید می کنند.

🔸اگر او واقعاً برخاسته و خداوند است، پس می‌توانیم با یقین بگوییم: من فرزند خدا هستم، هر چند آن مدعی، تمام کاستی‌ها و گناهانم را بی‌وقفه به من گوشزد کند.

🔸اگر او واقعاً برخاسته است و خداوند است، من هرگز تنها نیستم، بلکه همیشه در حضور او که  درهمه جا و همه وقت حاضر است، من نیز حاضرم.

🔸اگر او واقعاً برخاسته و خداوند است، من از اتکا به خود دست می کشم و لازم نیست از شکست ترسی داشته باشم.

🔸اگر او واقعاً قیام کرده و خداوند است، دیگر لازم نیست برای تقویت عزت نفس خود با آنچه مردم در مورد من فکر می کنند ستیز کنم. پس از این، من با مسیح مرده ام  و او اکنون در من و از طریق من زندگی می کند. جان من نزد او محفوظ است.

🔸اگر او واقعاً قیام کرده و خداوند است، همه لحظه های زندگی من، لحظه عبادت است، همه لحظه های زندگی من، لحظه خدمت به او و هر لحظه من یک لحظه شکرگزاری خواهد شد.

رستاخیز عیسی مسیح تمامی نگرش‌های ما را نسبت به زندگی تغییر می دهد که شامل: افکار درونی، عمیق‌ترین انگیزه‌ها، تصورات ما از خودمان، مراقبت از بدن‌مان، الگوهای غذا خوردن، تمایلات جنسی، اینکه با چه کسی ازدواج می‌کنیم و نحوه سازماندهی ازدواجمان، تعداد فرزندانمان و چگونه آنها را بزرگ می کنیم، کجا و چقدر کار می کنیم، چگونه پول خرج می کنیم، چگونه با همسایگان ارتباط برقرار می کنیم، چگونه با مشکلات برخورد می کنیم، برای چه چیزی حاضریم بمیریم و آیا با آرامش خاطر و یک وجدان خوب خواهیم مرد.

🔰چون به مقبره داخل شدند، بدن عیسای خداوند را نیافتند. از این امر در حیرت بودند که ناگاه دو مرد با جامه‌هایی درخشان در کنار ایشان ایستادند. زنان از ترسْ سرهای خود را به زیر افکندند؛ امّا آن دو مرد به ایشان گفتند: «چرا زنده را در میان مردگان می‌جویید؟ او اینجا نیست، بلکه برخاسته است! به یاد آورید هنگامی که در جلیل بود، به شما چه گفت. گفت که پسر انسان باید به دست گناهکاران تسلیم شده، بر صلیب کشیده شود و در روز سوّم برخیزد.» - انجیل لوقا ۲۴: ۳- ۷

 

‼️آیا زندگی خداوند قیام کرده در شما قابل مشاهده است؟

تمام شد

 

🔰و بعد چون عیسی دید که همه چیز به انجام رسیده است تا کتاب تمام شود گفت تشنه‌ام. و در آنجا ظرفی پر از سرکه گذارده بود. پس اسفنجی را از سرکه پر ساخته و بر زوفا گذارده نزدیک دهان او بردند. چون عیسی سرکه را گرفت،‌ گفت تمام شد و سر خود را پایین آورده جان بداد. - انجیل یوحنا ۱۹: ۳۰-۲۸

خداوند عیسی مسیح وقتی که او را بر صلیب کرده بودند هفت کلام را بر زبان آورد که هر یک از آن‌ها از اهمیت زیادی برخوردار است؛ سخنانی پر از فیض، راستی و محبت. این‌ها سخنان یک یهودی شکست‌خورده و ضعیف نیست که ناتوان از به اجراگذاردن وعده‌هایش به دست سربازان رومی اسیر شده و به مرگ محکوم شده باشد. بلکه این خدای متعال است که صحبت می‌کند، او که بزرگ‌تر از موسی، ابراهیم و تمامی پیامبران است. هم او که گفت؛ اگر به موسی ایمان داشتید به من هم ایمان می‌آوردید، زیرا موسی درباره من نوشته است. هم او که در طلوع آفرینش گفت: «و آسمانها و زمین و همه لشکر آن‌ها تمام شد.» (پیدایش۲: ۱) اکنون اعلام می‌دارد که نقشه رستگاری بشریت به کمال رسیده است. هرآنچه که تدبیر خدای تثلیث در ازّلیت و پیش از خلقت جهان بر آن قرار گرفته بود تا برای رستگاری آدمی به انجام رسد٬ مسیح آن را به کمال رسانید. وی به این دنیا نیامد تا پیامی از طرف خداوند برای آدمی بیاورد، بلکه تا ماموریتی را که پدرش به او سپرده بود به پایان رساند.

«تمام شد»؛ خداوند اعلامیه‌ای عمومی صادر کرده و با صدای بلند اعلام می‌دارد که کارش به پایان رسیده است. این کلام در کتاب مقدس ثبت و حفظ گردیده تا به همه مردم مژده داده شود. «تمام شد»؛ فریاد پیروزی است و نه ناله شکست٬‌ مسیح با سری برافراشته به دیدار و مقابله با مرگ رفت؛ چون برّه‌ای برای قربانی و نه چون یک شهید و با قربانی خود بر مرگ غلبه کرد. ما پیام نیکی برای دنیا داریم؛ رستگاری به طور کامل و تضمین شده در اختیار همگان قرار دارد. ترک و فارس و اروپایی و سیاه پوست٬ همه می‌توانند از راه ایمان به خداوند عیسی مسیح و کار تمام شده‌‌اش بر روی صلیب رستگار شوند. مسیحیت از راه ایمان و اعتماد است و نه از روی تلاش و شایستگی و انجام اعمال نیک. خداوند یک بازاری و دلال معامله‌گر نیست که در برابر پاداش اعمال و زحمات ما، بهشت را به ما اجرت دهد. خیر! او خدایی بی‌نیاز است و بدون بهانه و از راه ایمان،‌ رستگاری را به ما هدیه می‌کند.

🔰شما را یتیم نمی گذارم نزد شما میآیم . بعد از اندک زمانی جهان دیگر مرا نمی بیند واما شما مرا میبینید و از این جهت که من زنده ام، شما هم خواهید زیست. و در آن روز شماخواهید دانست که من در پدر هستم و شما در من و من در شما. - انجیل یوحنا ۱۴: ۱۸- ۲۱

به سوی اورشلیم (قسمت دوم)

 

🔰زیرا که برای همین خوانده شده اید، چونکه مسیح نیز برای ما عذاب کشید وشما را نمونه ای گذاشت تا در اثر قدمهای وی رفتار نمایید. – رساله اول پطرس ۲: ۲۱

 

دوم. صلیب عیسی نمونه ای شد برای ما

مسیح "روی خود را با عزمی ثابت به سوی اورشلیم نهاد" تا عذاب کشیده و بمیرد. و هر مسیحی واقعی باید آماده باشد که "نمونه" او را پیروی کند. هر مسیحی واقعی باید آماده باشد که از آزمایشات و سختی‌ها همچون مسیح، آن نمونه عالیقدر، بگذرد. می‌دانیم که "انجیل خوشبختی" در حال حاضر خیلی عامه پسند شده. بسیاری در شبکه های تلویزیونی و اینترنتی، دائما درباره خوشبختی و کامیابی موعظه می‌کنند. ولی این موضوع زودگذر است. تا چند سال دیگر چیز زیادی از آن نمی‌شنوید. انجیل واقعی، ایمانداران مسیحی را به یک زندگی فداکارانه  و صلیب بر دوش دعوت می‌کند. عیسی گفت،

🔰پس به همه گفت: «اگر کسی بخواهد مراپیروی کند میباید نفس خود را انکار نموده، صلیب خود را هر روزه بردارد و مرا متابعت کند. – انجیل لوقا ۹: ۲۳

 

توجه کنید که عیسی به همه گفت، "اگر کسی". او درباره یک گروه خاص از "مقدسین و نخبگان روحانی" حرف نمی‌زد. اعمال انسان نمی تواند به نجات او ربطی داشته باشد. نجات از فیض ناشی می‌شود، "نجات نتیجه اعمال خوب ما نیست، از اینرو هیچکس نمی‌تواند به خود ببالد، (افسسیان ۲: ۹)، زیرا!

🔰زیرا خداست که در شما برحسب رضامندی خود، هم اراده و هم فعل رابعمل ایجاد میکند. – رساله به فیلیپیان ۲: ۱۳

 

وقتی خدا در ما عمل می‌کند، تمایل پیدا می‌کنیم که خودمان را انکار کنیم و صلیب را برداریم و درد محکومیت نسبت به گناه را تحمل کنیم و پیش مسیح بیاییم و از آزمایشات و عذابها مثل خود مسیح بگذریم چون، « با مصیبتهای بسیار می باید داخل ملکوت خدا گردیم. – اعمال رسولان ۱۴: ۲۲ ». شاید بگویید، "اگر این راه تا به این حد سخت است، چرا کسی بخواهد که مسیحی باشد؟". جواب آن ساده است.

🔰و هرگاه فرزندانیم، وارثان هم هستیم یعنی ورثه خدا و هم ارث با مسیح، اگر شریک مصیبتهای او هستیم تا در جلال وی نیز شریک باشیم. زیرا یقین میدانم که دردهای زمان حاضرنسبت به آن جلالی که در ما ظاهر خواهد شد هیچ است. – رساله به رومیان ۸: ۱۷- ۱۸

 

صلیبی که ما مسیحیان باید همه روزه با خود حمل کنیم، مکانی است که در آن انسانیت کهنه خود را دار زده و می کشیم و همچنین رنج و زحمتی است که به خاطر نام عیسی مسیح و پیروی از او تحمل می کنیم. مسیحیان بزرگ زیادی در کشورهای مختلف جهان (از جمله ایران) بخاطر ایمانشان شکنجه و زندانی و حتی کشته شده اند. با این حال عیسی مسیح را انکار نکردند. از طریق تحمل سختی ها است که به بلوغ مسیحی می‌رسیم. خدا از آزمایشات و سختی‌های زندگی مسیحی بهره می‌برد تا ما را تقدیس و در ایمان استوار سازد. پولس رسول گفت:

🔰پس چونکه به ایمان عادل شمرده شدیم، نزد خدا سلامتی داریم بوساطت خداوندما عیسی مسیح، که به وساطت او دخول نیزیافته ایم بوسیله ایمان در آن فیضی که در آن پایداریم و به امید جلال خدا فخر مینماییم. ونه این تنها بلکه در مصیبتها هم فخر میکنیم، چونکه میدانیم که مصیبت صبر را پیدا میکند، و صبر امتحان را و امتحان امید را. و امید باعث شرمساری نمی شود زیرا که محبت خدا دردلهای ما به روح القدس که به ما عطا شد ریخته شده است. – رساله به رومیان ۵: ۱-۵

 

می‌دانیم که حرف دل بسیاری از ما چیز دیگری است، ولی به فیض خدا، روزی می‌رسد که حرف و عمل هایمان  یکی خواهد بود. آری! عیسی مسیح به  سوی صلیب رفت تا برای ما نمونه‌ای باشد – تا به ما نشان دهد به هر قیمتی که لازم باشد، او را پیروی کنیم.

🔰چون زمان صعود عیسی به آسمان نزدیک می‌شد، با عزمی راسخ رو به سوی اورشلیم نهاد.- انجیل لوقا ۹: ۵۱

به سوی اورشلیم (قسمت اول)

 

🔰چون زمان صعود عیسی به آسمان نزدیک می‌شد، با عزمی راسخ رو به سوی اورشلیم نهاد.- انجیل لوقا ۹: ۵۱

 

وقت آن رسیده بود که عیسی می‌بایست با تمام کردن کار خود در زمین‌های پایین در جلیل، آنجا را ترک و به سرزمین بالا در یهودیه و سپس به اورشلیم برود... بعد از آن او دیگر هیچوقت به جلیل برنگشت... و مصمم شد که به اورشلیم برود... اگرچه می‌دانست چه چیزی در انتظار اوست و چه چیزهایی را باید تحمل کند؛ اینکه باید گناه قومش، لعنت و نفرین شریعت و خشم و غضب خدا را متحمل شود؛ و اینکه باید دشمنان زیادی داشته باشد، آدمها و اهریمنانی که باید با آنها دست و پنجه نرم کند و به مرگی دردناک، ننگین و ملعون تن در دهد؛ با اینحال هیچیک از این عوامل او را از تصمیمش منحرف نکرد، او با عزمی ثابت تصمیم گرفت به آنجا برود. "او روی خود را با عزمی ثابت به سوی اورشلیم نهاد" تا روی صلیب بمیرد. سه استنباط از این متن خواهیم داشت.

 

یکم. عیسی با اراده به سوی صلیب رفت.

مصلوب شدن مسیح اتفاقی نبود، خیر، او قبلا به شاگردان گفته بود،

'🔰پس آن دوازده را برداشته، به ایشان گفت: «اینک به اورشلیم میرویم و آنچه به زبان انبیادرباره پسر انسان نوشته شده است، به انجام خواهد رسید. زیرا که او را به امتها تسلیم میکنند و استهزا و بیحرمتی کرده آب دهان بروی انداخته و تازیانه زده او را خواهند کشت ودر روز سوم خواهد برخاست.» اما ایشان چیزی از این امور نفهمیدند و این سخن از ایشان مخفی داشته شد و آنچه میگفت، درک نکردند. ' – انجیل لوقا ۱۸: ۳۱- ۳۴

 

شاگردان انتظار داشتند که عیسی بعنوان پادشاه و مسیح اسرائیل بر تخت سلطنت بنشیند. آنها نمی‌توانستند بفهمند چرا او باید روی صلیب بمیرد. چرا؟ لوقا ۱۸: ۳۴ می‌گوید " که این سخن از ایشان مخفی داشته شد " تنها وقتی مسیح از مردگان قیام کرد "در آن وقت ذهن ایشان را روشن کرد... و به ایشان گفت:  « بر همین منوال مکتوب است و بدینطور سزاوار بود که مسیح زحمت کشد و روز سوم از مردگان برخیزد.-  انجیل لوقا ۲۴: ۴۵- ۴۶». از اینرو، شاگردان درکی از انجیل نداشتند تا اینکه مسیح از مردگان برخاست،  «چون این را گفت، دمید و فرمود: روح‌القدس را بیابید. – انجیل یوحنا ۲۰: ۲۲».

 

او می‌دانست که خدا روح و جانش را در باغ جتسیمانی در زیر بار گناهان ما خرد می‌کند – تا بدانجا که خون عرق کرد و بسوی خدا فریاد زد تا او را آن شب از مرگ نجات دهد، تا بلکه در صبح روز بعد به سوی صلیب برود. او می‌دانست که پیلاتس او را شلاق خواهد زد و هر بار که تازیانه پشت او را می‌درید و هر بار که خون جاری می‌شد و گوشت و پوست او پاره می‌شد، شکنجه گرانش به او می‌خندیدند و او را مسخره می‌کردند و بیشتر و شدیدتر او را مضروب می‌کردند. و مسیح می‌دانست که به اورشلیم می‌رفت تا به صلیب میخکوب گردد. او می‌دانست که او را از محل شکنجه کشان کشان خواهند برد و میخهایی به دست و پاهایش فرو خواهند کرد. سپس وقتی سربازان صلیب را بلند می‌کردند، ساعتها پس از آن بطور عریان و در زیر آفتاب داغ آویخته باقی می‌ماند تا لحظه‌ای که جان بدهد. با اینحال "روی خود را با عزمی ثابت به سوی اورشلیم نهاد." او مجبور به رفتن نبود! خیر! او به اختیار خودش رفت.

🔰و چشمان خود را بر قهرمان و مظهر کامل ایمان یعنی عیسی بدوزیم که به‌خاطر آن خوشی که پیشِ رو داشت، صلیب را تحمل کرد و ننگ آن را ناچیز شمرد و اکنون بر جانب راست تخت خدا نشسته است. – رساله به عبرانیان ۱۲: ۲