در مسیر عید قیام باغ جتسیمانی
🔰'آنگاه عیسی با شاگردان خود به مکانی به نام جِتْسیمانی رفت و به ایشان گفت: «در اینجا بنشینید تا من به آنجا رفته، دعا کنم.» سپس پطرس و دو پسر زِبِدی را با خود برد و اندوهگین و مضطرب شده، بدیشان گفت: «از فرط اندوه، به حال مرگ افتادهام. در اینجا بمانید و با من بیدار باشید.» سپس قدری پیش رفته به رویْ بر خاک افتاد و دعا کرد: «ای پدر من، اگر ممکن است این جام از من بگذرد، امّا نه به خواست من، بلکه به ارادۀ تو.» آنگاه نزد شاگردان خود بازگشت و آنها را خفته یافت. پس به پطرس گفت: «آیا نمیتوانستید ساعتی با من بیدار بمانید؟ بیدار باشید و دعا کنید تا در آزمایش نیفتید. روح مشتاق است، امّا جسم ناتوان.» پس بار دیگر رفت و دعا کرد: «ای پدر من، اگر ممکن نیست این جامْ نیاشامیده از من بگذرد، پس آنچه ارادۀ توست انجام شود.» چون بازگشت، ایشان را همچنان در خواب یافت، زیرا چشمانشان سنگین شده بود. پس یک بار دیگر ایشان را به حال خود گذاشت و رفت و برای سوّمین بار همان دعا را تکرار کرد. سپس نزد شاگردان آمد و بدیشان گفت: «آیا هنوز در خوابید و استراحت میکنید؟ اکنون ساعت مقرر نزدیک شده است و پسر انسان به دست گناهکاران تسلیم میشود. برخیزید، برویم. اینک تسلیمکنندۀ من از راه میرسد». – انجیل متی ۲۶: ۳۶- ۴۶
عیسی پس از خوردن شام آخر با شاگردان خود، پس از خواندن سرودی، به سمت کوه زیتون به راه افتادند،(انجیل مرقس ۱۴: ۲۶). عیسی مسیح عادت داشت به مکانی آرام در خارج از شهر، باغی در دامنه کوه زیتون برود. این مکان جتسیمانی نام داشت. عیسی هشت تن از شاگردانش را در لبه باغ گذاشت. پطرس و یعقوب و یوحنا را برداشت و در جتسیمانی قدری جلوتر رفت. در آن مکان جنگ صلیب آغاز می شود و سرانجام عیسی تسلیم اراده پدر می گردد. او میرفت تا تمامی خشم خدا علیه گناه بشریت را بر خود بگیرد. وی در معرض این قرار داشت که مجازات گناهان ما را بر خود گیرد تا ما که به او ایمان میآوریم، از غضب خدا مصون مانده، نجات را دریافت داریم.
1️⃣. جنگیدن؛ «این پیاله را از من بگذران»
اغلب ما فکر می کنیم که عیسی مسیح در زندگی خود هیچگاه کشمکش و مبارزه درونی نداشته است. ما فکر می کنیم که او در هر زمان کاملا آرام بوده و کاملا بر احساسات درونی خود کنترل داشته است. در اینجا می توانیم درک کنیم که عیسی نه تنها خدا بود، بلکه تماما انسان نیز بود و انسانیت او کاملا در جتسیمانی آشکار شده است. عیسی مسیح به شدت وسوسه شد و اطاعت او تا حدی مورد آزمایش قرار گرفت. از ابتدای تولد، عیسی هیچگاه کاری برخلاف اراده پدرش انجام نداد، اما در آستانه مصلوب شدن، او باید بطور قطعی اراده خود را تحت داوری وحشتناک خدا که در انتظار او بود تسلیم کند. این یک کشمکش درونی وحشتناک بود. قلب او "غمگین و بسیار وحشت زده" بود، (انجیل متی ۲۶: ۳۷) " بسیار غم انگیز، حتی تا سرحد مرگ، (انجیل مرقس ۱۴: ۳۳) و در رنجی سخت، (انجیل لوقا ۲۲: ۴۴). هیچ غصهای نمیتوانست به آن شدت باشد! از ترس آن چنان به خود پیچیده بود که "عرق او مثل قطرات خون بود که بر زمین میریخت" (لوقا ۲۲:۴۴).
رساله به عبرانیان گزارش می کند که "او در ایام زندگی خود بر زمین، با فریادهای بلند و اشکها به درگاه او که قادر به رهانیدنش از مرگ بود، دعا و استغاثه کرد، (عبرانیان ۵: ۷- ۸). او سه بار دعا کرد و گفت «این پیاله را از من بگذران». این «پیاله» غضب خدا علیه گناهان بشر بود. او استرس، ترس و مقاومت درونی طاقت فرسایی را تجربه کرد. حتی فکر یک جرعه از آن پیاله (جام) لرزه در بدنش ایجاد می کرد. احساس بدبختی و تنهایی می کرد. و او تنها بود تا سرانجام فرشته ای برای کمک به او آمد. شاگردانی که از او خواسته بود با او دعا کنند، او را رها کرده بودند و بخواب رفته بودند. «روح مشتاق است، اما جسم ناتوان». عیسی مسیح به آنها هشدار داده بود که با او بیدار مانده برای او و خود دعا کنند تا شیطان غافلگیرشان نسازد، زیرا آن شب وسوسه با قدرت به آنها حمله می کرد. بسیاری از مسیحیان در زمان وسوسه و آزمایش ضعیف هستند، زیرا دعا نمی کنند. دعا کردن آخرین و مهمترین اسلحه جنگ روحانی و محافظ و پوشش روحانی است که باید آنرا در بر کنیم، (رساله به افسسیان ۶: ۱۸)، اما اگر در دعا کردن کوتاهی کنیم، قطعا زمینگیر می شویم و جنگ را می بازیم.
2️⃣ . تسلیم شدن؛ «اراده تو کرده شود»
پس از بار سوم که عیسی دعا کرد، سرانجام پیروزی حاصل گردید. پیروزی آن نبود که پدر جام غضب داوری گناه بشر را از او بگذراند، بلکه آن شد که عیسی خود را کاملا به اراده پدر تسلیم کرد. غالبا دعای ما هم این نیست که خداوند مطابق با اراده و انتظار ما عمل کند و دعاهایمان را مستجاب کند، بلکه این است که خداوند اراده ما را برای تسلیم به اراده خود تقویت و شکل دهد. در نهایت «اراده تو کرده شود»، این همان چیزی است که هر دعایی باید با آن خاتمه یابد. بنابراین، دعا مانند یک شمشیر دو لبه عمل می کند، از طرفی دست خدا را حرکت می دهد، از طرفی دیگر ما را تسلیم اراده خدا می کند. بسیاری از مردم فقط برای تغییر خدا دعا می کنند اما هرگز تسلیم نمی شوند تغییر نمی یابند. در این صورت دعا فقط به منظور تحت تاثیر قرار دادن خدا در جهت خواست و اراده شخص انجام می شود، بدون آنکه تمایلی به تغییر خود و تسلیم شدن به اراده خدا وجود داشته باشد. هنگامی که تسلیم آمد، ترس و نگرانی در عیسی مسیح از بین رفت. ظاهر ضعیف او در هنگام دعا به قدرت تبدیل گردید.
از آن لحظه به بعد، شاهد تبعیت و تسلیم کامل عیسی مسیح به مانند یک بره هستیم، اما در عین حال او با کنترل کامل بر اوضاع و بر دشمنانش با آنها روبرو می شود. او دستگیر نشد، اما خود را به دشمنان خود تحویل داد. او مجبور به گفتن چیزی نشد، بلکه کلماتی را که می خواست بگوید، گفت، کلماتی که هر بار او را یک قدم به صلیب نزدیک می کرد. او هزاران فرشته در اختیار داشت، اما آنها را فرا نخواند. عیسی مسیح در لحظه ای مُرد که روح خود را تسلیم نمود، نه زمانی که سربازان تصمیم گرفتند به آن پایان دهند. عیسی مسیح با تسلیم، با رها کردن و واگذاری خود، در تاریک ترین ساعات زندگی خود، اقتدار یافت. چقدر نادر هستند مسیحیانی که تسلیم کامل شوند، اینان وقتی که منافع و حقوق خود را واگذار می کنند و زندگی خود را در راه محبت به خدا و همسایه خود تسلیم می کنند، قدرت می یابند و جاودانه می گردند.